نکته
نژاد پرستی به سبک فارسها
تفکر برتر دانستن یک نژاد بر نژادهای دیگر است.
می گویند : نژاد پرستی
(Racism )در
همه تعاریف موجود در خصوص نژاد پرستی
در این تفکر خصوصیات نژادی به لحاظ بیولوژیکی
تعیین کننده رفتار انسانها هستند . نژاد پرستان
ارزش یک فرد و یک ملت را بر اساس
نژاد می دانند نه چیز دیگری و عامل نژاد را در
طول تاریخ بشری تعیین کننده می پندارند . از
بنیانگذاران نژاد پرستی نظیر آرتور دوگو بینو
تا
نژاد پرستان ى
(Houston
Stewart Chamberlain - 1855 ,1927و
هاستن استوارت چمبرلین (
(Arthur de Gobineau - 1816 ,1882)
معاصربه
برتری یک نژاد برنژادهای دیگرمعتقد هستند.مثلا
دراروپا یک نژاد پرست با هرنژاد غیرنژاد خود
سرستیز دارد .درحالیکه درنژاد پرستی به سبک
فارسها، نژاد خود را برتر از سایر نژاد ها نمی
دانند، بلکه مسئله
بر سر اين است كه يك فارس ، نژاد خود را برتر از
نژاد عرب می داند و با نژاد عرب
سر ستیز دارد . صدها کتاب ، مقاله و شعر در بیان
این سبک نژاد پرستی نوشته شده است که همه بیانگر
کینه ، تحقیر و حقد نسبت به نژاد عرب است و
روی نژاد پرستان غربی را سفید کرده است.بنابراین
در نژاد پرستی به سبک فارسها، نژاد فارس تنها بر
نژاد عرب برتری دارد و بر این اساس به تحقیر
نژاد عرب می پردازد و کاری به نژاد های دیگرکه
بر خلاف نژاد عرب در ویرانی و عقب افتادگی ایران
نقش بسزائی
داشته اند ندارد.
عربها را مشتی
بیابانگرد وحشی حقیر می داند که خدا و یا طبیعت
برای آنها سهمی از ارزشهای انسانی و عقلانی موهبت
ننموده است:
.
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جائی
رسیده است کار که تاج کیانی را کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو بر تو ای چرخ
گردون
(ابوالقاسم فردوسی -411 -329 هجری قمری- او یک
شیعه دو آتشه نیز بود- منم بنده اهل بیت نبی(بندگی
خاص خداست) ستاینده خاک و پای وصی...
توجه نمائيد
به
پیوند میان تشیع و نژاد پرستی ایرانی در طول
تاریخ).
.
فارسها تمامی زشتیها را از عربها می دانند و تاریخ
باستان خود را با رنگی دروغین از صلح ،فرهنگ و
تمدن رنگ آمیزی کرده اند و در مقابل اعراب را
قومی وحشی وجنگ طلب نامیده اند، گویا فارسها در
تاریخ خود هرگز چیزی به نام جنگ و تجاوز را نمی
شناسند و همواره خواهان صلح و زندگی مسالمت
آمیز بوده اند.اصلا فارسها نمی دانستند سلاح جنگی
چیست و برای گردش و تفریح بدون خونریزی به کشورهای
دیگر سفر می نمودند.حتی یک قطره خون
از دیگر ملل بدست آنها ریخته نشد و حتی یک وجب خاک
از کشورهای دیگر را اشغال نکردند ،این عربها بودند
که به فارسها جنگ و خونریزی را یاد دادند.
حتی بر سر کار آمدن یک حکومت شیعی در ایران را،
حاکمیت عربها بر ایران می دانند و مرتب در بوق
تبلیغاتی خود می دمند که انقلاب سال 57 در ایران
شکست بار دوم فارسها از اعراب است.خوب وقتی نژادی
با نژاد دیگر سر ستیز دارد تمامی زشتیها را از آن
می داند و نه از عوامل دیگر که در تاریخ
ایران نقش تخریبی داشته اند ،در حالیکه تاسیس یک
حکومت شیعی در ایران و تلاش در تشکیل چنین حکومتهائی
در خاورمیانه طرحی است غربی با
هدف تضعیف جهان عرب و اولین قربانی آن نژاد عرب
خواهد بود ، حالا حکومت فعلی ایران چه ربطی به
نژاد عرب دارد ؟ این ارتباط میان
ایران است و غرب و اگر قرار است گله و شکایتی باشد
باید متوجه غرب باشد، ولی نژاد پرستی فارسها و حقد
و دشمنی آنها نسبت به عربها هرگز
به آنها اجازه نمی دهد که عاقلانه بیندیشند و این
همیشه مایه عقب افتادگی فارسها و مزدوری برای توطئه
های غربیها در منطقه شده است که از تلفیق
میان مذهب و نژاد پرستی شکل می
گیرد.
.
عادل الاسدی -12-04-2009