|
آغازی برای یک پایان
حضور گسترده مردم شهر نشین و بالاخص از طبفه متوسط در
وقایع اخیر و در پی موجی از اعتراضات چشمگیر طبقات مختلف
کارگران ،معلمان ،قرهیختگان و دانشجویان ، گویای این
واقعیت تلخ است که مردم،عموم مردم، از حکومت و دولت کنونی
ناراضی وبیزارهستند .
نگاهی گذرا به معیشت مردم در زمان سلطنت پهلوی که 30 سال
قبل انقلاب کردند، و خواسته ها وتمایلاتشان و وعده وعیدهای
آخوندهایی که قول بهشت برین را به آنها داده بوده اند ،
همچنین حوادث و پیامدهای سه دهه حاکمیت خمینی و جانشین
انتصابی وی خامنه ای دیکتاتور، می رساند که وضعیت
موجودبرای مردم غیرقابل تحمل میباشد.
زندگی مملو از انواع گرفتاریهای ناشی از ظلم وستم، بی
عدالتی وسلب حقوق ملل وطبقات و تمامی گروههای اجتماعی،
رواج فقر و قحشا ، دروغ و دزدی ، کلاهبرداری ،
بیکاری ، اعتیاد ، نبود امکانات و امنیت و آزادی مالی و
جانی و بدتر از همه نبود اعتماد به سیستم حاکم بدلیل
نالیاقتی ها وضعف ها در سیاست داخلی و خارجی و همچنین حرص
و طمع و آز و خودخواهی و دگرفریبی و خودکامگی
،قمع و سرکوب و برخورد غیرعادلانه با معترضان و
بحصار گرفتن آزادیها بواسطه انحصار کامل رسانه های عمومی و
قطع وسایل ارتباط جمعی و ایجاد فضایی آکنده از رعب و وحشت
، با افزایش میزان اعدامها و کشتار ملتها ، به منظور
جلوگیری از تحرکات و اعتراضات بیشتر مردم ، ولو این
اعتراضات مسالمت آمیز باشند ، همگی جامعه را به سمت قهقرا
کشیده اند.
وقایع اخیر بعد از انتخابات 22 و سکوت بعضی از مهره های
مهم نظام و یا نگاهها و صحبتها و عملکردهای متضاد آنها
حاکی از شکاف عمیقی است که بین آنها ایجاد شده و نظام را
با سرعتی فزاینده در سرازیری قرار داده است.
صحبتهای اخیر آقای رفسنجانی در نمازجمعه تهران گرچه بسیار
هوشمندانه بود و حتی در انتخاب محل ، بسیارخوب اقدام کرده
بودند و شاید باعث شدند که اندکی از شراره های آتش خشم ملت
را در ظاهر فرو نشانند ، اما محل تامل میباشند به این دلیل
که برای کسب اعتماد ملتها نسبت به نظام ،ورضایت آنها ،که
ایشان مد نظر داشتند، راه بسیار طولانی باید پیمود.
قول ها و وعده و وعیدهای دولتمردان نظام قبل از شروع
انقلاب وتاکنون پر از ضد ونقیض هایی است که ملتها را حیرت
زده کرده و در آخر آنها به این امر عادت کرده اند که
"باور نکنند" و آنها که طالب عدالت و
آزادی برای رسیدن به برابری و حقوق ملی وفرهنگی واقتصادی
واجتماعی خود بودند دریافتند که از حرف تا واقعیت فاصله
زیاد است.
بنابراین گرچه سخنان آقای رفستجانی دلنشین میباشند و حضور
ایشان بعد از غیبت طولانی ،با نگاهی مشکوک که حمایت از
مردم را میرساند قابل احترام میباشد اما متاسفانه بدلیل تل
انبار خواسته های ملل وطبقات سرکوب شده در طی 30 سال حکومت
نفرت آور دیکتاتور آخوندی ،و انزجار ملتها از همه
محرومیتها و تحقیرها و آسیبهای وارد شده در این میان ،
احقاق آنها را ناممکن و برخورد قاطعانه ملل تحت ستم وتمامی
افراد جامعه آغاز پایان استبداد را خاطر نشان میکند.
دلال
الأحوازية
|