-

-
در إيران بعد از تغييرات فعلي،
-
آيا فرصتي براي ملتهاي تحت ستم وجود خواهد
داشت؟
حركت سياسي فعلي و برخوردهاي سياسي بين دو جناح
حاكم در
چند هفته اخیر آنچنان عمیق وگسترده است که تمامی
اقشار جامعه در ایران را شامل شده ونتائج حاصله از
آن البته همچنان برای تمامی
جامعه در ايران أهميت خواهد داشت، ولي سئوالي كه
در اين برهه حساس براي سازمانهاي سياسي آنها مطرح
است اينست كه آيا ملتهاي تحت ستم در ايران
چگونه خواهند توانست
حد اكثر بهره از اين تغييرات را نصيب خود كنند
خصوصا اينكه عمدة نيروي ملتهاي تحت ستم به
تغییرات فعلی با شک وتردید می نگرند؟
آنچه مسلم است، هر مطالبه ای سیاسی از هرطرف سیاسی
یا هر ملت تحت ستمی ، امکان موفقیت در رسیدن به آن
ارتباط مستقیم به نیروی تحت فرمان آن حرکت و
تواناییهای سیاسی وفعلی آن تشکیلات وآن ملت دارد
وهمچنانکه یک ضرب المثل احوازی میگوید" الما یتعب
ما یشرب فوح" آنکه بیشتر کارکند، حق بیشتیری از
برداشت خواهد داشت، واین البته یک قانون اجتماعی
وسیاسی است وبرتمامی روابط سیاسی بین طبقات واقشار
جامعه وبین تمام ملل حاکم است.
وسئوالی که در این روزها باید برای هر تشکلی از
تشکلهای سیاسی ملل تحت ستم مطرح باشد این است که
آیا این سازمان
وملتی که در پشت آن مبارزه می کند، خود را
از نظر سیاسی، تشکیلاتی وعملیاتی، توانائی رهبری،
لوجستیکی وحتی روانی آماده کرده است؟
آیا ملت تحت ستم خویش را برای تسلط بر
مراکز قدرت در محدوده جغرافی خویش مجهز و آماده
کرده است؟ آیا تشکلهای سیاسی مختلف هر ملتی عملا
خویش را برای همکاری آینده خلال وبعد از
تغییرات سیاسی آماده کرده اند؟
آيا مشاركت مردمي در تغييرات آينده بنفع مصالح ملي
ملت تحت ستم آموزش داده شده وتضمين شده است؟ آيا
براي مواجهة با هر دكتاتوري إحتمالي آينده و
توانايي مواجهه با آن
چاره اندیشی شده است؟ آیا ارتباطهای سیاسی وهمآهنگیهای
لازم بین تشکیلات ملل تحت ستم مختلف در ایران برای
حرکت موازی
و مؤثر حاصل شده است؟
وموفقیت مبارزاتی آینده ما البته بستگی دارد که ما
به چند سئوال از سئوالهای فوق جواب مثبت داده
وچقدر خود را آماده وتا چه اندازه نیروهای مبارزه
مان را آماده کرده ایم. چقدر ما قبل از تغییرات
آینده توانستیم مبارزه ملی خویش را نظام یافته،
منسجم و نیرومند کرده وچقدر حرکت سیاسی مرحله قبل
از تغییرات عمیق آینده در مناطق خودمان را تحت کنترل
گرفته وتا چه اندازه موفق بوده ایم که حرکت مردمی
در مناطق ملی را از دست عناصر غیر خودی و دشمن
آزادی ملتمان خارج کرده کرده ایم.
بنا براین بنظر می رسد در
مرحله فعلی سازمانهای سیاسی ملل تحت ستم نیاز
دارند که با تمام توان در مرحله فعلی مبارزات برای
تغییر سهیم باشند، با این شرط که حدود تغییرات
مورد مطالبه اصلاح طلبان وتوافقهای آینده آنان با
جناح حاکم مارا از مبازره ملیمان باز ندشاته وسعی
بلکه در مراحل آتی مبارزه تا رسیدن به تمامی اهداف
ملیمان ادامه دهیم. این کار البته با همکاری تمامی
سازمانهای ملی در هر محدوده جغرافیایی ملی،
وهمچنین با همکاری ملتهای تحت در مناطق دیگر حتما
ما را به أهداف مبارزاتیمان
خواهد رساند وملتهاي تحت ستم حتما خواهند توانست
كنترل مناطق ملي خويش را
با همکاری موازی وهمزمان
مبارزات تمامی مللی تحت ستم وبا ضعف سلطه مرکزی
واحتمال تفکک ان به دست بگیرند، زیرا از یک طرف
نیروی سیاسی ملتهای ستم در مناطق خویش همچنانکه
فعلا هست بیش از هر سازمان سیاسی سراسری ایرانی که
معترف به حق تعیین سرنوشت ملتها نباشد، خواهند
بود، و از طرف دیگر عمده نیروهای نظامی وبسیج شبه
نظامی نظام فعلی فرزندان ملتهای تحت ستم هستند که
در مراحل آخر مبارزه برای رسیدن به حق تعیین
سرنوشت
به مبارزه ملتهایشان خواهند پیوست.
بنابراین، مرحله تغییرات فعلی مستلزم حرکت حساب
شده ملتهای تحت ستم است تا از یک طرف ملتهای تحت
ستم را وخصوصا جوانان را وارد تجربه مبارزه ملی،
مردمی، وخیابانی کرده واز یک طرف دیگر در صورت
حدوث تغییرات ناهگهانی وریشه ای در آینده ، در
صحنه بوده وبتوانند کنترل مناطق خویش را به دست بگیرند.
-
محمود أحمد أحوازي
-
27/07/2009
|