وفاق!
طی جريانات اخير، عميقاً دريافته ایم که بهمن
امسال با سالهای پیش هم برای
ملتهای موجود در
ایران و
هم برای حکومت استبدادی ایران تفاوت های فاحش
داشته است. برای جمهوری نااسلامی در گذر این31 سال
اخیر ، روزهای شادی و سروربودند و برپایی جشنهای
نمایشی درطی 10 روز نحس ،پخش نقل وشیرینی وچراغانی
معابر به هزینه مردم و ازجیب مردم ، عفو زندانیانی
که خود صلاح میدانستند (و البته نا گفته پیداست که
زندانیان سیاسی همیشه از این مقوله مجزابوده
وهستند ) ،این روزها جزئی از روزهای نخوت و غرور
بودند ،روزهایی که رژیم آنها را " دهه فجر " و
مردم
" دهه زجر" می نامند .روزهایی که سردمداران و
چماقدارانشان هرساله چشم امید به دیداردوبارهشان
را داشتند .اما
بهمن برای ملتها در گذر این سال ها، تداعی
روز نکبت وقبول و تحمل اجباری و سکوت اختیاری در
برابر سرکوب وحشیانه ای بود که انجام گرفته و
میگیرد .
در آن روزها جامعه طغیان زده ،خسته ازفساد و ظلم
رژیمی هرزه و فاسد
بود وبنابراین طالب
دگرگونی. در چنین وضعیت تاریخی، و با وجود
چنین زمینه روانی و ذهنی و فرهنگی و اجتماعی،
تصورمردم بر آن بود که پیشوای كذائي آنان یک سره
از بارگاه عرش کبریایی به فرش خاکی فرود آمده ،
واز نجف به پاریس و از پاریس به بهشت زهرا طی
الارض کرده است تابنا بروعده ووعیدهای قشنگ و خوش
و آب و رنگ ، آرزوهای چندین ساله آنان را برآورده
ساخته وبرای آنها بهشت برین را به ارمغان آورد
واینگونه بود که سرنوشت ملتها به دست جائران و
جلادانی افتاد ، که تاریخ تا بحال ندیده . از این
مهم تر پیشوایی آنان برعهده
پیرمردی بود که با سی سال تدریس در حوزه
های علمیه قم و نجف ،وخطابه هایی که در آنزمان
اوراحامی آزادی نشان میدادند ،وهمچنین
شعارهایی که، تمام گروه های آزاداندیش، آزادی خواه
و عدالت طلب به دنبال همانها بودند ،باعث جلب
اعتماد مردم شد .اوکه از جایگاه وموقعیت انسانی
کامل برخوردار بود ! ازهرگونه کژی و ناراستی عاری
و پیراسته می نمود و در وجود فرهمند وی ضعفی و
درهدف ها و انگیزه های مبهم و ناروشن وی سوء نیتی
دیده نمی شد ! احتمالا ایشان به سرچشمه غیب نیز
اتصال داشتند ! دست کم بینایی ملتهایی که به واسطه
بازی های پیچیده روزگار و چشمبندی ها و تردستی های
فرصت طلبان بوقلمون صفت، ظلم ها دیده بودند ،مانع
دیدن واقعیتها وآشکارشدن هویت مغرور وستیزه جووخون
ریز وی شده بود.
در سال های نخست انقلاب ، مستبدان روحانی نما ، به
درست یا به نادرست ،در میان هلهله ها و کف زدنهای
هوادارانشان ونیز ساده لوحی مردمی که ساعتها به
انتظار تماشای
چهره ملای محبوبشان
درماه که اینک به« امام » بدل شده و عدد
ائمّه اثنی عشریه را به رقم سیزده رسانده بود
،سکان هدایت تنش ها و طغیان های اجتماعی را به دست
آورده وقیادت جنبشهایی را برعهده گرفتند که به نام
دین و با وعدهء آزادی و عدالت و راستی و اخلاق و
با دعوی امحاء انواع زشتیها وناراستی هاو برآوردن
همه آرزوهای مادی و معنوی مردم پا به میدان تاریخ
نهاده بودند .
تلاش برای براندازی نظامی استبدادی، برقراری عدالت
و رسیدن به آزادای برای همه،توانست در سال هایی نه
چندان دور، گروه های مختلف مردمی را در ایران گرد
هم آورد. گروه هایی که شاید در شرایط عادی، به هیچ
وجه حاضر نمی شدند از جزئی ترین اعتقادات خود دست
بردارند. در حقیقت این گروه ها به توافقی نرسیدند،
بلکه حرکت بزرگی که آیت الله خمینی
( نشانه خدا)
توانست با استفاده از گرایش ها به روحانیت و
نیروهای مذهبی بکند، به قدری وسعت پیدا کرد
که بقیه به آن پیوستند، بدون آنکه توافقی
کامل و یا ائتلافی وجود داشته باشد .
این گونه شد که ملت به امت محجوری تنزل یافت که
باید مأموم و مفتون امام نورسیده باشد و اطاعت بی
چون و چرااز عقده گشایی ها وفرامین وقیحانه
ووحشیانه و پایان ناپذیراو، بر آنها امری لازم
وغیراجتناب نمود.چرا که روحانیت حکومت یافته ،خود
را صاحب و متولی انقلاب بهمن می داند و الباقی را
یاغی . و بی هیچ عذاب وجدانی ، نیابت از آسمان و
سیاست وحکومت و وراثت برسرزمین ووطن ومیهن وملل
مارا حق قانونی خود می داند و بس.
سه دهه دیگربر آرمان خواهی ما و نسل های پیشین ملت
احواز وملتهای دربند این دیو استبداد گذشته است.
خواست های آزادیخواهانه ای که بدلیل کمبود و نبود
آگاهی ها منجر به فاجعه ای سی ساله شدند،(
چرا که آنروزها جز خوش بینی و آینده ای روشن چیزی
مطرح نبود) باعث شدند که علاوه بر دوران جوروسلطنت
ظالمانه ستمشاهی ،
31سال دیگر باز هم
ظلم ددمنشان انسان نما برما تحمیل شود.
اما امروز، روز فکر و تامل و هوشیاری است،
با وجود همه فشارها، سرکوبگريهاي مستمر و
جنايات بسيار حکومت ولی فقیه جائر در سه دهه
گذشته، مقاومتها و مبارزات اقشار گوناگون مردم در
تمام ايران، از دانشجويان و زنان گرفته تا کارگران
و زحمتکشان و از ملتهاي زيرستم تا خانواده هاي
اعداميها و زندانيان سياسي، به اشکال و در مقاطع
مختلف، ادامه يافته است. بهمن امسال برای مردم خلاف سالهای
گذشته،عطر ایستادگی، مقاومت واستقامت، انرژی و
امید دارد .امسال تنها سالی است که مردم در همه جا
همچنانکه ملتهای
تحت ستم
تا حالا كرده اند، به جد برای اثبات
وجود و پایداریشان وعدم خوف وهراس ازشکنجه ها و
اعدامات وتهدیدات رژیم غاصب به
پیشواز آن
رفتند.بدین سبب،
آگاهی و هوشیاری حکم می کند که با استفاده از
امکانات گسترده کنونی وتجربیات سیاه و خونین گذشته
، تجربه سیاه دیگری را برای فرزندانمان به ارث
نگذاریم . تجربیاتی که پشت سر گذاشته ایم به ما
ثابت کرده اند
که بطور قطع و یقین امروز زمان آن رسیده
باشد که قبول کنیم به رغم مبارزات فراوان وتلفات
زياد وشهداي بي حساب وزندانيان وتبعيديان بسيار وزندکی
ذلتبار
والبته سخت و غم بار، هیچکدام ازملتها
يا طبقات يا
احزاب نه
در داخل و نه در خارج از ايران نتوانسته ایم به
تنهائی كاري را از
پیش ببریم،
بنابراین زمان آن رسیده که دیدگاههای مشترک را مد
نظر قرار داده ،از طرح مواردی که منجر به پخش و
تفرق این نیروی عظیم ضد استبدادی میشود جلوگیری
کنیم . تمامی ملتهاي تحت ستم و سازمانها و احزاب
سياسي مؤمن به دموکراسی و عدالت اجتماعی وبحقوق
ملتها وطبقات وهمه اقشار اجتماعي، باید با
حفظ دیدگاه ها و قبول رای واقعی مردم،
همه مردم وملتهاي تحت ستم
وحق
حاکميت
آنها در کنار هم بنشینیم وهمراه با
گراميداشت ياد تمامي شهدا و ضمن تجديد پيمان با
آرمانهای انقلابی ملت عرب احوازمان وتمامي ملتهاي
تحت ستم وتمامي آزاديخواهان با حرکتی همگانی در
صدد تقویت وپشتیبانی این سیل خروشان برآییم .
الرفيقة دلال الأحوازية
16/02/2010