نمایش انتخاباتی را تحریم و برای اعاده حقوقمان
کوشا باشیم!
مشكل ما با رئيس جمهور نيست كه هر 4 سال بفرمان
ولي فقيه عوض ميشود، مشكل ما با خود نظام اشغالگر
است که باید عوض شود ونظامی مطلوب خودمان، مطوب
ملت عرب أحواز جایگزین أن شود.
همچنانکه همه می دانیم،
مظلوميتها، محدوديتها و اسارتهاي
اقوام مسالهاي مختص امروز نيست و ابراز اين خشونتها و اسارتها باز مربوط
به موارد
خاصي نيست. چه در عرصه سينما، تلويزيون، راديو،
نوارهاي ويدئوئي، و حتي كتابها و مجلات چهره
احوازیها
را طوري نشان ميدهند كه استثمار تصويري از اين
موجود مظلوم ميشود.
متاسفانه بسیاری از به
اصطلاح روشنفکران فارس حقوق لازم و حق قانونی دیگر
ملل بخصوص قریب به هشت ملیون نفر عرب
احواز
را رعایت نمی کنند و یا این حقوق را به رسمیت نمی
شناسند. احترام به همه زبانها و لهجه ها
در واقع نشان از احترام به
ارزشهای والای بشریت ودفاع
ازحقوق
برابری شهروندان میباشد و
استفاده از زبان مادری در کلیه سطوح تحصیلی و
مراکز اداری یکی از اصول
بنیادین و اساسی است که
تا بحال به اصطلاح روشنفکران فارس
در مقابل اغماز کرده اند.
دفاع از حقوق
واعتباروارزشهای همه
ملتها اعم از
عرب ،ترک
،کرد
و بلوچ و ... بايد به عنوان يك وظیفه ملي به آن نگاه
کرد. ممانعت استفاده از زبان مادری در اموزش علوم
و فنون مختلف، ممانعت
در راه رشد علمی و فرهنگی ملل مختلف
و عمل نکردن به فرامین کتابی است
که غاصبان آن را "کتاب قانون اساسی "مینامند. آزادی
بیان و تحصیل به زبان مادری حق قانونی هر شخص از
هر قوم و ملت است که بایستی ان را بدانند و به ان
اهتمام بورزند.
متاسقانه علی رغم اینکه خود تصویب کرده اند، ملت
عرب احواز
به خاطر عدم حق تحصیل به زبان مادری
وضعف درآموزش و عدم توجه به ایجاد روشهای جدید
آموزشی مناسب و همگون با باقت منطقه،از
لحاظ موفقیت درکسب علوم احواز« به
رتبههای
آخر إيران تنزل یافته.
در مایه اقتصاد، که هزاران صفحه کتاب برای ارایه
ظلم اقتصادی کافی نیست
.
احواز
به عنوان مهمترین مرکز
اقتصادی ايران ومنطقه، امروز در رکودی بیسابقه
به سر میبرد
و به خاطر عدم
حمایتهای دولت
اشغالگر،
موجی از
مشکلات ناشی از
بیکاری
، اعتیاد ، حرمان ، ظلم دولت فاسق، گریبانگیرجوانان
و ملت شده
است.
در یک جمله
همزمان با ظلم و تعدی رژیم بطرق مختلف مثل تصرف
اراضی وتخریب منازل مسکونی مردم ،انتقال آب به
مرکز و نقاط دیگرو تبدیل زمینهای کشاورزی به شوره
زارها و...هیچ
یک از مؤلفههای
توسعه در
احواز
دیده نمیشود
. در حالیکه
احوازبا داشتن
اولین چاه نفتی خاورمیانه ، و پالایشگاه آبادان
اولین قدمهای مدرنیته رابرداشته .این منطقه علی
رغم خود کفایی از لحاظ معادن ، کشاورزی ،وفورآب،
خاک حاصلخیز وغنی و همچنین با اینکه حداقل 13 قلم
صادرات غیر نفتی دولت اشغالگررا تامین میکند ،
تازیانه نابرابریها و مظلومیت را بر خود احساس
میکند.
امروزه اکثریت خانوادههابا
مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند
وأخرین أمار نشان می دهد که در آمد کمتر از 400
هزار تومان، در واقع زیز خط فقر است واحوازیها بیش
از 70% در آمدشان به این مبلغ نمی رسد، وبالنتیجه
از مشکلات اقتصادی رنج میبرند.
عملا
طبقهی متوسط در احواز در حال از بین رفتن است ودر
صورت ادامهی
این روند أحواز به دو طبقهی
أغنياء وفقراء تقسيم خواهد شد. طرحهای
اقتصادی دولت نهم نیز ،تمام توان
اقتصادی خود را برای ماههای نزدیک انتخابات نگه
داشته است.برنامهای
که از آن به عنوان توزیع صدقه نیز یاد شده است
بسیاری از آرائی که موفقیت یا شکست دولت دکتر
احمدی نژاد به آن وابسته است به همین
طرحهای اقتصادی است که قراراست مقداری نقدینگی به
قشر پایین جامعه تزریق شود
.سوال اینجاست که مردم با وجود این همه کاستی و
حرمان ، با مبالغ کمی که این آقایان در اواخر دولت
خود و به منظور تضمین کسب آرا در دولت دهم، بذل و
بخشش می کنند ،چه کنند؟ و این چندرغازها را به
کدام زخمشان بزنند.احمدی نژاد در زمان بهای نفت
بالای 147 دلار نتوانست هیچ اقدام مثبتی در جهت
رفع محدومیت قشرهای پایین انجام دهد واصولا بی
لیاقتی ها وریخت و پاش های وی و اعضای کابینه اش ،
با وجود همه تبلیغاتی که سعی در معرقی وی بعنوان
یک شخصیت مثبت دارند، مانع از توجه دولتمردان به
وضعیت معیشتی ، رفاه و آسایش و از همه مهمتر امنیت
مالی و جانی و انتظارات مشروع مناطق محروم ، شده
است .بنابراین آیا
در دوران
بهای
نفت زیر50 دلار جوابگو خواهند بود ؟
با شروع سیاست
اشغالگرایی و سرکوب و
مرکزگرایی،طالع مردم به دست دولت
حاکم
اقتاد.
در خصوص حقوق سیاسی و مسایل
اجتماعی،ملت عرب همانند ملتهای کرد ،ترک ، بلوچ و
... محروم از حقوق و آزادی های مشروع و قانونی خود
می باشند. نبود آزادی بیان و اندیشه ، وجود
فیلترینگ شدید در اینترنت به منظور جلوگیری از درج
و نشر اخبار ، و ممانعت از به روز رسانی اطلاعات
،و قطع ارتباط بین ملتها و اقوام وهمچنین با جهان
پیرامون ،انحصار مطبوعات ،ایجاد رعب و ترس ، حصر
اطلاعات ،تهدید و بازداشت وکلا ،سرکوب معترضان ،
افساد وتخدیر جوانان ،تحقیرقومیتها و به سخریه
گرفتن اعتقادات و باورهای صحیح قومی تنها گوشه
هایی ازسیاست های رژیم است .
حفظ بإصطلاح "امنیت اجتماعی" با شیوه های نظامی و
خشونت بار تبدیل به سنت و رسمی شده که نزد خشونت
آموختگان
جامعه ،
بیش
از پیش نهادینه شده است. تا جایی که قیم های غیر
رسمی و رسمی جامعه، شخصا با مجوزی"غیبی" که از سوی
نهادهای حفظ امنیت در اختیارشان گذاشته شده خود به
اجرای قانون مبادرت می کنند. نتیجه اینگونه اجرای
قوانین ، گستره ای از فجایع و خشونت های رفتاری را
بر جامعه تحمیل کرده است.
در چنین نظامی که قدرت در یکجا مرکزیت یافته ،
رئیس جمهور به عنوان نماينده ولي فقيه وشخص اول قوه مجریه در شدت و یا
تعدیل یافتن فاصله بین مرکز
فارس نشین با اقوام در حاشیه مانده
،نقشی اساسی خواهد داشت
.
یکی از مؤلفههای
پیروزی چشمگیر خاتمی در سال 76 نیز حمایت اقوام از
ایشان و تاکید ایشان بر، برابری اقوام و رفع
تبعیضهای موجود همچون تحصیل به زبان مادری بود که
متاسفانه هیچ قدم
مثبتی در این راستا از ایشان دیده نشد
. همچنین با طرح آزادی بیان و اندیشه ، درست در
زمان ریاست جمهوری خود ایشان ،شاهد سیرصعودی کشت و
کشتار دانشجویان وآوارگی و بی خانمانی واستثمار
اقوام بالاخص،ملت احوازکه باعث ایجاد خونریزیها و
کشتارها و برانگیختن خشم و غضب ملت عرب ، وتولد
انتفاضه سال 2005 در منطقه گردید .به
قولی خاتمی آرای اقوام را جمع کرد وطناب
دار را بر گردن آنها محکمتر کردودر
پیام تحویل سال نو به فارس زبانان
جهان تبریک گفت
!!!.
در انتخابات گذشته نیز کاندیداهایی که در حمایت از
اقوام مسائلی را مطرح نموده
بودند ،نتایج این حمایتها را دیدند . کروبی در صدر
آرای لرها قرار گرفت
.
دکتر مهرعلیزاده که به خاطر عدم امکانات مالی قوی
و نداشتن حامی قوی در اکثر
استانها در قعر جدول قرار گرفت ، درمناطق ترک نشین
در صدر جدول آراء قرار گرفت. اما برنده این
انتخابات قولی جدی به اقوام نداده بود
.
اقوام بعد از انتخابات نهم نیز پیگیر مطالباتشان
بودهاند
اقشار تحصیلکرده و دانشجویان خواهان توقف جو خفقان
هستند. آزادیخواهی بحث
جدیدی
در ايران نیست
آزادیخواهی
در میان اقوام
همچنان ادامه دارد و اقشار تحصیلکرده ،روشنفکر و
دانشجو به دفاع از
دموکراسی و هویت ملی و مدافعه از حقوق انسانی
قشرهای مختلف همچون زنان،کودکان،افراد
کهنسال
،کارگران
،اقلیتهای دینی و مذهبی میپردازند
ودر این راستا
متحمل هزینههای
گزافی نیز شدهاند.
دولت احمدینژاد
به عنوان تمثیلگر
اصلی اصولگرایان
که در انتخابات به آرای قشر کم
درآمد دل بسته است،برای
ملتها ی مظلوم در زمان 4 سال ریاست جمهوری خود چه
هدیه ای بجز شکنجه وزجر بیشتر چه ارمغانی
آورد؟ وکاندیداهای
غیر اصولگرا
آیا واقعارهایی از یوغ و آزادی وامنیت و رفاه ملل
را شالوده و زیر بنای اهداف سیاسی خود نمودند؟
در دولت دیکتاتور آخوندی ، با تغببررييس جمهور و
یا کابینه وی تحولی جدی صورت نخواهد گرقت زیرا که
برنامه ها از پیش تعیین شده اند .در نظامی که همه
کاره مملکت فقط شخص ولی فقیه می باشد و ملت"
محجور" ! خوانده میشوند ، رييس جمهور چه گلی
میخواهد به سر مردم بگذارد؟ و آیا واقعا انتخاباتی
هم وجود دارد؟ ملتها به اصطلاح ، باید از میان
جمعی از نوچه های نظام، شخصی را انتخاب کنند ، و
در نهایت ، آمار و ارقام اعلام شده انتخابات هم
واقعی نخواهند بود.و در واقع
سردمداران با ایفای یک انتخابات نمایشی ، قصد
دارند به حکومت خود مشروعیت ببخشند.
یاد شعارهای بحبوحه انقلاب ملتها در سال 1979
برایمان یکبار دیگر زنده میشوند که :
ما میگیم شاه نمیخواهیم نخست وزیر عوض میشه
ما میگیم خر نمیخواهیم پالون خر عوض میشه
ودر نهایت بقول بعضی ها: الحمد لله که هر 4 سال
یکبار رييس جمهور عوض میشود ، به فکر چارهای باشیم
برای ولی فقیه عاقل و فهیم که دست از سرمان برنمی
دارد!!.
با این تجربه طولانی با انتخابات رژیم اشغالگر،
بهتر نیست این نمایشها را تحریم کنیم وبفکر کیفیت
وچگونگی اعاده حقوقمان باشیم؟!
دلال الأحوازية
06/06/2009